تبليغاتX
بهلول
 

سخنگوی دولت گفت: « برخی فکر می کنند باید بخاطر حوادث طبیعی هم به دولت تذکر داد.»?

توضیح: بلایای طبیعی بلایایی هستند که بطور طبیعی نازل می شوند? مانند سیل? زلزله? توفان و ?احمدی نژاد. این بلایا توسط طبیعت و کره زمین و آسمان و دست اندرکاران مربوطه حادث می ?شود.?

کارشناسان? اخیرا تعداد زیادی از بلایایی را که تا چند ماه قبل طبیعی نبودند? اما پس از ظهور و ?حضور دولت نهم طبیعی شدند? برشمردند:?

بسته شدن راه: یکی از طبیعی ترین بلاهایی که در طول تاریخ باعث نازل شدن بلا سر مردم می ?شود? راهبندان است که بطور طبیعی هر وقت برف بیاید? جاده های کشور طبیعتا بسته می شوند ?و طبیعی است که تعداد زیادی در این حادثه کاملا طبیعی کشته می شوند و تا به حال سابقه نداشته ?است که در کشوری راه های کوهستانی به دلیل بارش بطور طبیعی برف بسته شود و کسی بتواند ?آن را باز کند. ?

کمبود نان: یکی از مهم ترین بلاهای طبیعی که بشر از ابتدای خلقت به آن دچار شده است? مشکل ?کمبود نان است. و طبیعی است که وقتی بلای آسمانی نازل شده و برف می آید? بارش برف به ?عنوان یک بلای آسمانی که طبیعتا در همه کشورها صدها کشته می دهد? طبیعتا باعث می شود ?همه خیابانها بسته شود و طبیعتا نانوایی ها هم بسته می شوند? دولت هم فقیر است و اصلا نمی ?تواند برای نان مردم کاری بکند? در نتیجه طبیعی است که هر وقت برف بیاید? بلای آسمانی ?کمبود نان بوجود می آید و طبیعتا دولت هیچ تقصیری ندارد.?

قطع شدن گاز: قطع شدن گاز نیز یکی از بلایای طبیعی است که سالهاست بطور طبیعی وجود ?دارد و اصولا چون میهن بلاخیز و بلازده ایران گاز ندارد? همیشه ممکن است این بلا نازل شود ?و بخصوص این که ما چون گاز نداریم طبیعتا ترکمنستان به دلیل عدم پرداخت بدهی? گاز را قطع ?می کند و طبیعی است که دولت هم پولی برای پرداخت بدهی ندارد و مجبور است همین صد ?میلیارد دلاری را که دارد برای سفر رئیس جمهور به سراسر جهان و ایران مصرف کند? در ?نتیجه طبیعتا گاز قطع می شود. ?

گازگرفتگی و خفقان ملی: یکی از بلایای طبیعی این است که گاهی اوقات به دلیل بلای آسمانی ?تمام لوله کشی گاز و وسایل گاز سوز و کلیه وسایل گرمایی نفتی کشور بطور طبیعی مشکل پیدا ?می کنند? این بلا هر سی سال یک بار نازل می شود? مثلا تا به حال هزاران نفر در روسیه و ?سوریه و افغانستان به دلیل بارش برف? دچار خفگی ناشی از وسایل گرم کننده شده اند. وقتی برف ?می بارد? طبیعتا کارخانه های تولید بخاری از حالت استاندارد خارج می شوند? لوله کشی هم ?غیراستاندارد می شود و اصولا دولت نمی تواند در این مورد کاری بکند? چون گازگرفتگی یک ?بلای آسمانی و طبیعی است.?

نابودی چاههای نفت: یک بلای طبیعی مهم در سراسر تاریخ این است که وقتی برف می آید و هوا ?سرد می شود? طبیعتا گاز هم قطع شده و چون ایران کشور نفت خیزی نیست? منابع نفتی هم نابود ?می شود? نفت هم که طبیعتا وسیله گرم کردن روابط خارجی و گرم کردن روابط دولت و ملت و ?گرم کردن تنور انتخابات است? فقط در فصل بهار و تابستان سر سفره مردم می تواند بیاید? به ?همین دلیل طبیعی است و واضح است که مردم در این حالت دچار یک بلای طبیعی می شوند و ?نفت نداریم. ?

http://nabavy.tk

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 18:56  توسط بهلول  | 

  http://nabavi.tk

 

سید ابراهیم نبوی  - سه شنبه 2 بهمن 1386 [2008.01.22]

 

حسن روحانی در یک پرسش ناگهانی از دیگران که الزاما معلوم نیست چه کسانی هستند? پرسید: ??« آمار دروغین زشت تر است یا بد حجابی؟» آگاهان در این مورد ساعتها فکر کردند و به این ?نتیجه رسیدند که بین حجاب و آمار روابطی وجود دارد که این روابط باعث می شود بعضی از ?آنها زیباتر یا زشت تر به نظر برسند.?

رابطه اول: حجاب معمولا واقعیت را پنهان می کند? آمار هم همین کار را می کند.?
رابطه دوم: معمولا پشت حجاب موضوع قابل توجهی پنهان است? در مورد آمار هم همین طور ?است.?
رابطه سوم: معمولا از آمار برای برجسته کردن چیزهایی که وجود ندارد استفاده می کنند? در ?حالی که از حجاب برای جلوگیری ازبرجسته شدن چیزهایی که وجود دارد استفاده می کنند.?
رابطه چهارم: اگرآمار در کنترل دولت باشد? به نظر می رسد همه چیز درست است? اما اگر ?حجاب در کنترل دولت باشد? هیچ چیزی به نظر نمی رسد.?

مجلس در راس امور قرار گرفت
مجلس مصوبه ای برای دولت فرستاد. دولت اعلام کرد که چون این مصوبه مخالف قانون اساسی ?است? آن را اجرا نمی کند. مجلس نامه رئیس جمهور را برای رهبری فرستاد? رهبری از مجلس ?حمایت کرد. فعلا همه خوشحالیم. اما نکته این که بالاخره در فاصله یک ماه و نیم به انتخابات ?مجلس هشتم مانده? رئیس مجلس و نمایندگان آن تصیمم گرفتند رودرروی احمدی نژاد بایستند? ?البته خیلی هم دیر نیست? اصلا مهم نیست دو سال وقت تلف شده? همین که بعد از دوسال که ?مجلس در ته امور بود? حالا مجلس در راس امور قرار گرفته است? موضوع بسیار مهمی است. ?علل اهمیت موضع گیری مجلس در مورد احمدی نژاد به این شرح است.?
اهمیت اول: در دو سال گذشته مجلس در ذیل امور بود? امروز معلوم شد که تا دو ماه دیگر که ?انتخابات مجلس انجام می شود? مجلس بازهم در راس امور است? البته شورای نگهبان بالاتر از ?راس امور است? رهبری هم بالای راس شورای نگهبان است. ?
اهمیت دوم: اصولا مجلس زمانی در راس امور است که کسانی که در راس امور هستند? تشخیص ?بدهند این مجلس برای اینکه در راس امور باشد? مناسب است یا نه. در غیر این صورت مجلسی ?مثل مجلس ششم خیلی خوب است? ولی در راس امور نیست? چون راس امور از مجلس ششم ?خوشش نمی آمد.?
اهمیت سوم: مجلس یا نماینده ملت است? که در این حالت مردم نمایندگان را دوست دارند ولی آنها ?نمی توانند کاری بکنند? یا نماینده ملت نیست? که در این حالت کاری ندارد بکند. بنابراین مجلس ?اگر نماینده مردم نباشد? نمی تواند در راس امور باشد? اگر هم نماینده مردم باشد? باز هم نمی تواند ?در راس امور باشد.?
http://nabavi.tk

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 18:54  توسط بهلول  | 

ضوابط و رابطه ها !

رابطه اول بین کمبود گاز ایران در قسمت های شمالی کشور با قرار گرفتن ایران بر روی دومین کشور جهان که داری انرژی گاز است یک رابطه بی ربط است به کسی مربوط نیست ایران چی دارد چی ندارد ؟!

رابطه برق با گاز ! رابطه کاملا مستقیم دارد به علت اینکه ایران دومین کشور ثروت مند از نظر انرژی گاز است و فقط برق از طریق نیروگاه های گاز تامین می شود یا گاز قطع است یا برق ! در ایران اصلا نیروگاه آبی نداریم ! و به علت مدیریت مناسب از نیروگاه های بادی تولید برق در سراسر کشور برخوردار هستیم !

حالا رابطه قطعی گاز با برق و سازمانه برنامه ریزی و بودجه ! آقا نخواستیم این بودجه برای خودتون خیر سرتون این سازمان برنامه ریزی را از این هیات عالم و فاضل دولت جدا کنید چه اشکال داره یک شرکتی بی خود برای خودش باشه!

سوم، چرا برق تهران ! برای تامین گاز یا هر دلیل دیگر در قسمت های مختلف شهر قطع می شود !؟
جواب مشخص است برای اینکه در صحنه بین الملی اعلام کنند پاییتخت ایران هم با کمبود برق و گاز روبه رو است و این کمبود نیز به پایتخت کشور نیز رسیده است و دلیل آن این است که نیروگاه های برقی ما از طریق گاز تامین می شود گاز هم کم می یارم پس نتیجه می گیرم :

انرژی هستی حق مسلم ماست

رابطه به همین سادگی !
قطعی گاز = مصرف آن برای تامین برق ! => قطعی برق = افزایش  مصرف گاز !
از دو رابطه بالا نتیجه می گیرم که :
انرژی هستی حق مسلم ماست !

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 18:53  توسط بهلول  | 

نواندیش : علی صوفی وزیر تعاون دولت خاتمی از سوی هیات اجرایی تهران رد صلاحیت شد

ما که این جناب صوفی را نمیشناسیم ولی یاد آوری می کنیم ایشان بهتر است اگر قصد اعتراض به حقوق رد صلاحیت خود را دارند ابتدا این شهرت و فامیلی کفر آمیز را عوض کنند .

آقای صوفی شما اگر د ر قم یا بروجرد به طور اتفاقی گذر می کردید و با مهرورزی برادران ضد صوفی مواجه میشدید  کافی بود یکی از همراهانتان شما را خطاب کنند (آقای صوفی !!!!!!) دران لحظه بهتر می فهمیدید صوفیان حقیقی چه بر سرشان گذشته است .

اصلا چه معنا دارد در یک کشور ضد صوفیه و درویشی  و آن هم  از نوع درویش گنابادی  کسی فامیل خود را صوفی بگذارد . این همان ترویج فساد و ایجاد بدعت و تفرقه بین مسلمین است و شما به علت ارتکاب به چنین اعمال غیر شرعی رد صلاحیت شده اید

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 9:18  توسط بهلول  | 

درپي اخباري كه سايتهاي دراويش گنابادي در ارتباط با ريشه تهاجمات اخير به صوفيه منتشر نمودند توجه افكار عمومي به نقش پنهان گروه افراطي حجتيه كه در عاليترين سطوح نظام برنامه هاي خود را براي حذف و جايگزيني رهبري پياده مي كنند جلب شد. لذا فيلتر كردن سايتهاي دراويش گنابادي واجب گرديد.
دراويش گنابادي سالهاست به مسائل سياسي بي اعتنا هستند و به دليل هجمه اي كه مؤتلفه يا اصولگرايان كه نامهاي ديگري براي حجتيه هستند مجبور شدند از غار خلوت خود بيرون آيند و برخورد فعال با مسائل سياسي داشته باشند. ورود اين گروه به عرصه سياست باعث شد تا پرده اي از فعاليت حجتيه برداشته شود و اين موضوع براي مؤتلفه بسيار گران تمام شد. مديريت مؤتلفه كه از يهوديان مسلمان نماي محافظه كار تشكيل شده است همواره مايل به پنهانكاري درباره نحوه فعاليت خود است زيرا خصلت سرمايه داري با جنجالهاي علني سياسي همخوان نيست. درويش ها با ورود خود به عرصه سياست اين گروه سياسي را معرفي نمودند لذا منشاء حكومت پشت پرده سياسي در كشور برملا شد.
خصلت هاي بوروژوازي بالاخص بوروژازي كمپرادور در ارتباط با موضوع دين و حكومت سالهاست در ايران در اثناي پروژه اسلام زدائي جهاني دنبال ميشود، ظهور اديان جديدي مانند بهائيت و وهابيت از صده هاي قبل از بازتابهاي اين پروژه بوده است كه بوروژوازي دلال مؤتلفه در قبل و بعد از انقلاب وظيفه تقويت آن را در ايران بعهده داشته است. سرمايه داري (انگلستان) بوروژازي حجتيه را در دل شيعه اختراع كرد. حجتيه با حمله به بهائيت ضمن جلب توجه اذهان عمومي به اين نوع تفكر و رواج آن، سعي نمود آن را گسترش دهد و از پيشرفت مذهب شيعه با فقهي پويا كه هر روز خطري بزرگتر مينمود جلوگيري كند.
آموزه‌هاي تصوف با فرهنگ ايراني درآميخته و بزرگترين منشاء مبارزه با تحجر و خرافات ديني و خشونت مذهبي به شمار مي‌آيد لذا بعنوان بزرگترين مانع حجتيه شناخته ميشود. اين موضوع را  كريستين ساينس مانيتور نيز در گزارشي تحت عنوان تصوف عامل پيشگيري از خطرات اسلامگرائي تندرو به تفصيل تحليل مينمايد. نتيجتاً اقدامات فيلترينگ فرهنگي صوفيه از مهمترين اهداف حفظ خرافه ديني و به عبارت ديگر حفظ موقعيت حجتيه ميباشد و بر اين اساس بايد جلوي فعاليت فرهنگي درويشان گرفته ميشد.
نفوذ حجتيه و مؤتلفه در تشكيلات امنيتي كشور از زمان موسوي كه در اوائل دهه 1360 مديريت اطلاعات تهران را بعهده داشت و تمام اسناد حجتيه كه در ساواك شاه نگهداري ميشد را معدوم نمود شديد شد و اقدامات اخير درباره فيلترينگ سايتهاي دراويش از همين كانال نفوذ عناصر حجتيه در تشكيلات وزارت اطلاعات صورت گرفت.
نگاهي به مطالب سايتهاي فيلتر شده دراويش نشان ميدهد كه ترس اصولگرايان افراطي از تنوير افكار عمومي بسيار زياد است. سايتهاي زير اخيرا توسط عوامل اصولگرايان در وزارت اطلاعات و وزارت ارشاد فيلتر شد:
مزار سلطانی:
آدرس بدون فيلتر:
تصوف ایران:
آدرس بدون فيلتر:
مجذوبان نور:
آدرس بدون فيلتر:
عرفان گنابادی:
آدرس بدون فيلتر:
پایگاه هم اندیشی درویشان:
آدرس بدون فيلتر:
یاران مجذوبان نور:
 
آدرس بدون فيلتر:
 
وبلاگ فرمایشات حضرت آقا:
آدرس بدون فيلتر:
اخبار صوفيه
وبلاگ حامد متقي
وبلاگ درويش علي
وبلاگ نور حق
+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 9:17  توسط بهلول  | 

                                        به برادرن و خواهران پشمینه

این عزیزان پشمینه پوش بعد از اقدامات قبیحانه ای که اصلا در انها نقش نداشته اند و اصلا با حرکات خود به اسلام ان هم در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ضربه نزده اند در پی اقدامات خیر خواهانه خود از مخالفان صوفیه خواسته اند که به صوفی ها بی احترامی نکنند و صوفی ها را برادران و خواهران خود بدانند.(چقدر جوانمردانه)البته بهتر بود که تبصره های زیر را که این عزیزان در مطالب خود در گذشته بیان میکردند را نیز به مطلب خود می افزودند تا همگان بفهمند که قصدشان خیر است

تبصره۱:هر کس یک برادر یا خواهر صوفی را بکشد به بهشت میرود حتی اگر تمام گناهان دنیا را انجام داده باشد و اگر بیشتر کشت خب کشته است مملکت که قانون ندارد

تبصره ۲:صوفیها برادران و خواهران ما هستند و هر کس با انها معاشرت و تجارت یا وصلت انجام دهد کافر بوده و به جهنم میرود

تبصره ۳:هر کس در خراب کردن حسینیه برادران و خواهران صوفی شرکت کند به آن شخص یک وام مسکن پاداش داده میشود

کسانی میگویند به صوفیها بی احترامی نکنید که وقتی مطالب خودشان را میخوانید سراسر توهین و بی احترامی است(شاید یادشان رفته است تا همین چند وقت پیش خودشان بد ترین بی احترامی ها و فحشها را به کسانی میدادند که هم اکنون اعای برادری و خواهری با آنها را دارند).در ادامه این عزیزان مهربان و دلسوز و مودب به وبلاگ نویسان سلسله نعمت اللهی عده ای وبلاگ نویس صوفی میگویند که ساپورت مالی میشوند(البته اصلا نوع بیان این عزیزان بی ادبانه نیستو در ضمن معذرت میخواهیم که جیره خوار شما نیستیم و در ضمن صوفی هستیم و پشمینه نیستیم و بر همگان اشکاراست که این عزیزان فقط به خاطر ادای دین شخصی این حرکات را میکنند و اصلا زیر نظر وزارت اطلاعات نبوده و جیره خوار آنها نمیباشند و اصلا به فکر دنیا و پول و پست و مقام نیستند؟!!!

 در ادامه مطلبی از کربلا می اورند که نکته جالب آن این است که کسانی دم از کربلا میزنند که نام مولا حسین(ع)را به وحشیانه ترین شکل ممکن از سر در حسینیه قم و بروجرد دراویش نعمت اللهی میکنند و اسامی ۷۲ تن یاران امام حسین(ع) که در کاشی کاریهای حسینیه بروجرد بود را کفر آمیز میدانند

البته به لطف حضرت حق مشت این جماعت پشمینه برای همگان باز شده است و اکنون که این عزیزان نتوانسته اند با زور مردم را از رفتن به راه درست منع کنند رو به مهربانی آورده اند تا بلکه ابروی رفته خود را بدست اورند .

البته در اقدام اخیر حامیان این عزیزان پشمینه در رابطه با فیلتر کردن سایت ها و وبلاگ های سلسله نعمت اللهی بر همگان آشکارا شد که این قوم متحجر تا چه اندازه از افشاگری و بیان واقعیت دین میترسند و از بیداری مردم فهمیده در برابر عقاید تحجر یافته خویش احساس ترس مینمایند 

در پایان از این اقدام خیر خواهانه شما کمال تشکر را داریمالبته شاید خود این عزیزان از اقدامات خود پشیمان شده اند و پی به درستی راه سلسله نعمت اللهی برده اند و میخواهند به این شکل ابراز ندامت نموده و به ما بپیوندند

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 9:11  توسط بهلول  | 

بعد از نامه دراویش گرمسار به رئیس جمهور...!!! سایتهای دراویش بلکل فیلتر شد!!!؟ دراویش در نامه خود به احمدی نژاد :

ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما    -    بر قصر ستمکاران تاخود چه رسد خذلان


به وی یادآور شدند که دراویش مهرورزند.. عین مطلب:(اعلام می داریم که تک تک دراویش مهرورزند و از سر مهربانی از شما می خواهند در صدد جبران خسارات مادی و جسمی و روحی دراویش قم و بروجرد برآیید ) 

یاد شعر حافظ افتادم:

گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز               گفتا زخوبرویان این کار کمتر آید

نکته:گمانم منظور حافظ از خوبرویان  همین حاج محمود خودمونه ـ احمدی نژاد ـ ؟؟؟؟/

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 18:19  توسط بهلول  | 

بنام خداوند

باخبرشدیم که حجت السلام حسین بلبل زاده پس ازتخریب و به آتش کشیدن حسینیه حضرت سیده الشهدا دربروجردبنا به حکم دادگاه ویژه روحانیت به تبعید درشهر فم درایام صفرومحرم الحرام  جهت  انجام فریصه الهی سیاسی- عبادی( امر به معروف ونهی از منکر) در شهر مذکور محکوم  شد . که پس از یک اتفاق کاملا منتظره و ازپیش تعیین شده و غیر اتفاقی از سفر خانه خدا بازگشت. خبرنگار ما با وی مصاحبه ای ترتیب داد که توجه شما را بدان جلب میکنم(ضمن عذر خواهی از مردم وروگرد  عین مصاحبه به شرح ذیل است):

    س- آیا در این سفر هم بدنبال تخریب  یا برنامه ریزی تخریب حسینیه ای مثل  حسینیه سید الشهداء بروجرد یا مکان مذهبی دیگری بودید؟ 

  ج- بعله -اما قبلا ورادران( برادران) زحمت شه کم کرده وویدند و  کلیه وکانهای (مکانها)  مورد نظر را خراو(خراب) کرده وودند. که جا داره از هوه(همه)  اونا قدردانی  کنم.و ایجا از هوه(همه) دوستان م و یخواهم تا ورای ای خدماتشون هزینه سفر وه  و حج را وِرایشان تامین وکننند.

  س- در مورد تخریب حسینیه سید الشهداء بروجرد بگید؟

   ج- اولا حسینیه  نه یو خانوقاه؟!؟!

   ورادران(یرادران) ۵-۶ سال زحمت وکشیدند؟ نهتونسن(نتوانستند)!! اما از ما که خوواسن!گفتیم: چشش...ش   ویایم. ما ورو وچهها(بر و بچه ها)ی وی چاک و دهن و ره جمشان کردیم و  وهشان گفتم چوب و چماق و شمشیر و قداره تان را  وردارین ویارین یک ورنامه جدید فرهنگی داریم!؟!؟  خیلی مایهتیله توشه و... (دلار)!؟!؟! ...که وچه ها  آومواند(آمدند)!!  وا کلیه امکاناتشوان!!! آمدند!!!  

الوته کار سختی وید...کلی دیوار نویسی داشتیم!!!یه خورده جعل حدیث هم جور وکردیم ..اول فحششون دادیم و عدن (بعدا) وا سنگ زدیمشان .. اما نشد!!  که وجوور(مجبور) شدیم از کووکتل استفاده کردیم.دیدیم که محل فولان هم به هماهن نذاشتن!! ورو وچهها(بر و بچه ها) یه خورده از موا(ما) عصوانی شدن که :ای چه کاریه!!  وریم  دانشگاه !!  اوونا وهترن(بهترند) اگه اووجا ویدیم تا حالا زده بیدیم شان و پیلمان را گرفته بیدیم رفته بیدیم پی کارمان!!؟؟ای شیکاریه ( چه کاریه) دیگه ....؟؟؟فلان فلان شده.....؟...؟...؟ورو وچهها(بر و بچه ها) شرو کردن وهزدن(به زدن)  ما... !!!  یه واره (یکباره) شیشه هان  (شیشه های)مسجد را شکستن که حالا نزن کی وزن( به زن)!!؟  شانس آوردیم که در همو موقع سر کوچه یکی از وچه ها(بچه ها) یقه درویشی که قبلا هویتش بر ما آشکار وید(بود)را گرفت و کشان کشان وه(به) سمت مسجد کشانید و دریس خوبی بهش دادیم!! تا دو باره هوس راه رفتن از جائی رو نکنه....هه ..هه....ههع.....هههع...!!!؟؟؟

حمله به مسجد النبی!!!

خوب بهانه خوبی وود(بود) که وهشان حمله وکنیم !!!؟؟

 به ای ترتیب  جمعیت آگاه وهمیشه در صحنه و انقلابی به اقدام تلافی جویانه دست زد یم و .......(بقیه ماجرا)!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:56  توسط بهلول  | 

 

 

زور و قدرت و نفوذ اجتماعی و سیاسی گذرا بوده و در گذشته هیچ سابقه نداشته که به کسی وفا نموده باشد که حالیه یا در آینده بنماید و دیر یا زود از صاحبش فراغت دردناکی اختیار مینماید و این را تاریخ شهادت میدهد . هر گردن کلفت زورمندی هم در عصر خودش خود را موجه و ختم روزگار فرض نموده و این نکته نیز در تاریخ مندرج میباشد .
به حوادث سخت گذشته که برای صوفیان و درویشان پیش آمده مروری نموده و بعد تصور کنید که فی المثل پنجاه سال از حال گذشته باشد . خواهید دید که حوادث امروز همان به نظر میرسد که حوادث صد سال قبل از امروز به نظر میرسد و همان گفته میشود که اکنون درباره آن گذشته میگویند . همیشه زمستان میرود و روسیاهی به ذغال میماند اما آنچه هست آتش ذغال تنور تصوف را گرم و حقانیت آن را آشکارتر مینماید . شیشه عطری است که به قصد نابودی به زمین زده میشود ولی بوی آن جهان را پر میکند .
همیشه رسمش این بوده که درویشان درویشی کنند و آنها که نادرویشند نادرویشی کنند و پروردگار عالم هم خدایی کند . آنچه هست باید صابر بود و سرانجام محتوم را در موعد مقرر درک نمود . اغلب این با رنج و تعب مومنین همراه بوده اما چه باک ؟
عقاید و اعمال و رفتار دشمنان و مخالفان تصوف همواره خلاف معیارهای هر مذهب و دین و آئین درست الهی و حتی انسانی و فطرت بشری و در عصر جدید حقوق بشر بوده و هست و خواهد بود چراکه تصوف اصل دین و فطرت و انسانیت و مخالفت با آن مخالفت با دین و فطرت و انسانیت میباشد . بزرگترین دشمنی مخالفان تصوف با دنیا و آخرت خودشان بوده چه با اینگونه اعمال خود را رسوا و خداوند و خلق را از خود منزجر و دنیا و آخرت خود را تباه مینمایند .
در تاریخ طبیعی آمده که دلیل انقراض ببر دندان شمشیری دندان شمشیر وار خودش بوده که آنقدر بزرگ شده تا سرانجام باعث نابودیش گردیده است .

 

منبع : پناه بر خدا! 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 0:55  توسط بهلول  | 

گاز? نفت? ترمز و قطار هسته ای

سید ابراهیم نبوی  - یکشنبه 16 دی 1386 [2008.01.06]

جه به این که آیت الله امامی کاشانی امام جمعه تهران گفته است: « هر وقت که کشور با ?کمبود گاز مواجه می شود? عده ای بلافاصله توپ را به زمین دولت می اندازند.» به نظر شما ?اگر مردم این کار را نکنند? باید چکار کنند؟

توضیح مقدماتی اول: منظور از کمبود گاز? همان قطع گاز است. ?
توضیح مقدماتی دوم: منظور از بلافاصله? همان سه روز بعد است.?

علت اول: معمولا در همه کشورها وقتی وسط سرمای زمستان گاز به مدت سه روز قطع می ?شود? مردم شهر را آتش می زنند? منتهی مردم ایران چون آدمهای نجیبی هستند? فقط توپ را ?پرت می کنند توی زمین فوتبال. فوتبال ایران هم زیر نظر دولت است? در نتیجه توپ می افتد ?توی زمین دولت. ?

علت دوم: مردم وقتی گازشان قطع می شود? از خانه بیرون می روند و تصمیم می گیرند ?فوتبال بازی کنند تا گرم شان بشود? در نتیجه وارد استادیوم می شوند? اما متوجه می شوند که ?رئیس جمهور به جای این که به فکر حل مشکل گاز مردم باشد? در استادیوم مشغول سخنرانی ?در مورد تولید انرژی هسته ای است. مردم هم از خوشحالی این که بزودی انرژی هسته ای ?تولید می شود و خانه های شان گرم می شود? توپ را شوت می کنند? و طبیعتا توپ می افتد ?توی زمین دولت.?

علت سوم: یک دلیل بسیار مهم برای این که مردم توپ را می اندازند توی زمین دولت این ?است که مردم ما شعور ندارند که بفهمند گازرسانی به خانه ها? زیر نظر قوه قضائیه است و ?در حقیقت قوه قضائیه است که باید گازرسانی کند و در تمام جهان هم اگر دقت کرده باشیم? ?قوه قضائیه مسوول تامین انرژی برای مردم است? البته در کشورهایی مانند آمریکا و هند ?گازرسانی زیر نظر کنگره و در انگلیس زیر نظر مجلس عوام است? اما چون مردم ایران ?متاسفانه فکر می کنند چون تولید انرژی هسته ای کار دولت است? به همین دلیل تامین گاز و ?برق و نفت و بنزین هم کار دولت است? به همین دلیل به جای این که توپ را پرت کنند توی ?زمین قوه قضائیه آن را پرت می کنند توی زمین دولت.

http://nabavy.tk?

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:31  توسط بهلول  | 

توضیح? ?زیادی لازم نیست. حسنی گفت: « در وضعیت فعلی که با کمبود گاز روبرو هستیم? ?مومنین باید مصرف برق را افزایش داده و در صرفه جویی گاز که یک امر دینی است? اهتمام ?ورزند.» وی اضافه کرد: « اگر مومنین غسل جمعه را انجام ندهند? یک خانواده فقیر خواهد ?توانست از نعمت استفاده از گاز محروم نگردد و مشکلات کمبود گاز مرتفع گردد.» در همین ?راستا? برخی از مومنین که در مورد این دستور حضرت آیت الله حسنی سووالاتی داشتند? موارد ?زیر را سووال کرده و ایشان به سووال آنان پاسخ داد: ?

سووال: من یک مومن اردبیلی هستم که بنا به دستور حضرت عالی پس از قطع گاز? مصرف ?برق مان را از طریق روشن گذاشتن جاروبرقی و تلویزیون اضافه کردم? اما مشکل گازمان حل ?نشد و حمام مان با برق کار نمی کند? چکار کنیم؟
جواب: شما اگر مومن و اهل اردبیل هستی برو از هیزم استفاده کن برای حمام و در مصرف هیزم ?هم مواظب باش کن تا به دولت صرفه جویی بشود و غسل جمعه هم نکن.?

سووال: اینجانب یکی از مومنین کردستان بوده و احتیاج به غسل واجب دارم و حمام ما خراب ?است? چکار کنم؟
جواب: اولا که به جای آن تیمم کن که نه گاز و نه آب مصرف و نه برق? و خاک هم زیاد مصرف ?نکن که دولت با کمبود خاک مواجه نشود? و اگر هم بیکار بودی در کردستان جلوی گروهک های ?تجزیه طلب را بگیر برای دفاع از خاک کشور اسلامی که از آن خاک برای تیمم استفاده کند هر ?کس از مومنین در کردستان.?

http://nabavy.tk

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 19:30  توسط بهلول  | 

بسمه تعالی

وزارت اطلاعات 

سلام علیکم:

 به استحضار امت حزب الله میرساند : وزارت اطلاعات جهت تنویر افکار  مردم جهان و مدرم مومن و همیشه در صحنه این سازمان در نظر دارد تا جهت شناخت امام زمان موارد ذیل رابه اطلاع برساند .بدیهی است که ظهور حضرت مهدی (عج) فقط با موارد یاد شده مورد تائید  سربازان گمنام میباشد و  غیر آن خلاف موازین  اسلام و شرع نظام میباشد. در صورت هرگونه ارتباط با فرد مدعی با جواب محکم و دندان شکن سربازان گمنام امام زمان  و انصار حزب الله و مردم حزب الله مواجه خواهد شد .

 ۱- تصویر آن حضرت  باید دقیقا همانند نقاشیهای استاد تجویدی باشد نه هیچ  تصویر دیگری.

 ۲- التزام عملی به جمهوری اسلامی ایران.

 ۳- اعتقاد عملی به ولایت فقیه.

 ۴- عدم ارتباط   معنوی  با اهل عرفان و تصوف خصوصا دراویش گنابادی.

 ۵- عدم ارتباط  معنوی با  ایت الله موسوی بروجردی.

 ۶- عدم ارتباط  معنوی با ایت الله منتظری.

 ۷- عدم ارتباط معنوی با  مرحوم ایت الله شریعتمداری ویا هر یک از مراجع مستفل...

 ۸- ارتباط فقط  و فقط با ایت الله مکارم یا ایت الله صافی گلپایگانی یا ایت الله نوری همدانی

  ۹- شرکت مستمر در نماز جمعه .

   

                 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 19:41  توسط بهلول  | 

بسمه تعالی

تهاجم فرهنگی یا فرهنگ تهاجمی

 وبلاگ خرقه پشمینه متعلق به برادران پشمی از متعلقین برادر حسین کیهانی کلمه ای دیدم از کلمات عظیمه ی مهم ی که غریب و عجیب و ناقص !!!!!!!!

"شاه دانی" در باب این کلمه هرچه بگردی  کمتر مییابی!!!! مگر در میان پشمکیان ...!؟!؟!؟

پشمکیان  چند ظائفه اند:

  • گروهی از ایشان که دروغ ها سازند و تهمتها گویند دیگران را  به اسباب و ادوات مختلفه.  البته این ـ دروغ ها تهمتها ـ را برای خدای گفتی نه  مقام و منسب و زر و سیم.... 
  •  
  • گروهی دیگر  از ایشان آن دروغ ها و تهمت ها را منتشر ساختی دیگران را  به اسباب و ادوات مختلفه صدا وسیما نیز - اینترنت و وبلاگ و بوق وکرنا....  البته این ـدروغ ها تهمتها-  نیز از برای خدای گفتی نه  مقام و منسب و زر و سیم.... 
  •  گروهی  ابر وباد وماه فلک جمع ساختی جهت هجمه فرهنگی یا فرهنگ هجمه ای خویش..
  • گروهی دیگر  از ایشان بودی که کلمات رکیکه گفتی ونوشتی ... البته باز از برای خدا چون عمر وعاص که چون فحش کلام رکیکه را در مولا علی اثری ندیدی   آن بیشرم که جامع از تن خود بیرون کردی وعورت  خود نشان دادی...!!!!!! از تزس جان خود!!!!! 

 

                                      ادامه دارد....

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 19:37  توسط بهلول  | 

 

 از آنجا که استکبار جهانی سعی در مخدوش کردن چهره شهر مذهبی قم را دارد و متاسفانه روزنامه های اصلاح طلب هم در همان راستا هم گام  برشته اند و در باب این جهر شایعاتی جهت مخدوش کردن شهر فقاهت انجام داده اند. از جمله این توطئه ها به موارد ذیل اشاره میشود :

 ۱- بالاترین آمار مسمومیت مواد الکلی  در ۱۳ فروردین امسال را متعلق به قم است

۲-بالاترین آمار طلاق متعلق  به شهر یاد شده است.

۳-و بالاترین آمار ایدز  در کشور را هم این شهر به خود اختصاص داده ..

۴- وباز از آنجا که فساد متعلق به قم است

نمیدونم چرا مطلب بالا رو آوردم اما در عین حال در اخبار شنیده شدم که سه نفر مرتبط با مسجد النبی شهرستان بروجرد که « در برخورد با قائله دراویش گنابادی نقش داشتند » مجازات شده اند . مجازات ایشان عبارت است از تبعید به قم است .

 به هر حال تبعید در قم خوش بگذره!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 20:57  توسط بهلول  | 

 از وبلاگ پناه بر خدا

مرسی ! : مجازات برخی عاملان حادثه بروجرد

دسامبر 4, 2007 by بنده خدا

در اخبار شنیده شد که سه نفر مرتبط با مسجد النبی شهرستان بروجرد که « در برخورد با قائله دراویش گنابادی نقش داشتند » مجازات شده اند . در این خبر آمده که مجازات ایشان عبارت است از اینکه تا ماه محرم در قم بمانند یعنی نزدیک 45 - 50 روز .
البته مسلما دراویش که مدتها از آنان انواع آزار و اذیت و توهین را تحمل نموده و سرانجام هم با دستیاری ایشان کتک خورده تهمت شنیده و حسینیه شان خراب شده و زندانی هم کشیده اند راضی به اینچنین مجازات صعبناکی برای ایشان نبودند . ولی به هرحال حسب وظیفه به دست اندرکاران آن امر مهم خسته نباشید خود را معروض میداریم و از اینکه با انتشار این خبر باعث خنده و شادی ما شدند سپاسگزاری مینماییم .

ارتباط : تبعید امام جماعت مسجدالنبی بروجرد

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 18:32  توسط بهلول  | 

 اندتهاجم فرهنگی یا فرهنگ تهاجمی این قسمت بیان استعمال کلمه  "اهالی"  و "حادثه" ر بیان استعمال کلمه "اهالی" و "حادثه" در بیانات اخیر وزیر کشور در مورد حسینیه بروجرد

   از وبلاگ بهلول    

      اندر بیان استعمال کلمه  "اهالی"  و "حادثه" در بیانات اخیر وزیر کشور در مورد حسینیه بروجرد 

 با بهره گیری از اشارات  وزیر کشورورموزات  در پاسخ به کروبی   استفاده فرموده اند که برای روشن شدن تنویر افکار عمومی به دو کلمه "اهالی"  و "حادثه"  پرداخته میشود.

   الف)ـ  در باب کاربرد  کلمه  "اهالی"  بجای کلمه "مهاجمین" :

       تاریخچه کلمه"اهالی"  :

                  این کلمه برای اولین باردر ماجرای بروجرد استفاده شد."اهالی" افرادی بودندمتحد الشکل (در مغز و  گاه سیمای آرایشی ) . افراد موصوف قبل از ماجرای حمله به حسینیه بروجرد  به تمام مراکز نظامی وانتظامی و یورش برده و پس از دستگیری به مراکز دولتی هجوم برده وپس از تسخیر مکانهای یاد شده خود را در قالب افراد  نظامی و انتظامی و دریا دلان بسیجی ملبس نمودند  و به توسط ماشین های دولتی مکان حسینیه دراویش را تخریب نمودند و سپس به آتش کشیده وسپس توسط بولدوزرهای به سرقت رفته از شهرداری محل را آسفالیت  نمودند.

  • مکان سکونت گاه " اهالی" :

                       "اهالی" افرادی هستند که ظاهرا اهل هیچ جایی نیستند اما در همه جا حتی دورترین نقاط ایران حضور پر زوری دارند.  

  •  تعریف " اهالی":

                        "اهالی" در ادبیات سیاسی آقای وزیر محترم کشور به افرادی گفته میشود که ضروتا اهل یک محل نیستند اما اهل تهاجم هستند به این افراد در موقع  آرامش اهلی ودر موقع هجوم "اهالی" میگویند.

  • مشخصه :

                از مشخصه های" اهالی" داشتن چوب و چماق ،شمشیر قمه،وکوکتل مولوتف،  انواع گاز اشک آور است .

         ب)ـ  در باب کاربرد  کلمه  "حادثه"  بجای کلمه  "فاجعه یا  افتضاح" :

  •  حادثه یک اتفاق از پیش تعیین  است که برای انجام امریست با برنامه ریزی قبلی.
  •  حادثه یک سلسه عملیات  است که برای  سر پوش نهادن بر رویس افتضاح میگذارند.
  • حادثه ضرورتا یک اتفاق  غیر مترقبه مثل زمین لرزه ی سیل و... نیست بلکه یک فاحعه مذهبی یا سیاسی  است

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 18:14  توسط بهلول  | 

یا معروف کرخی از صوفی بودن خود توبه کرد؟
اخبار
حکایتی به نقل از سایت اختصاصی حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:
چند روز گذشت؛ اما دريا هنوز هم طوفاني بود. دريانوردان با ناراحتي نزد يكي از اصحاب امام رضا، عليه السلام، به نام معروف رفتند. آنها از اوضاع نابسامان دريا سخن گفتند، و از طوفان و آشوبي كه چند روزي است در دريا به پا شده و كاسبي آنها را كساد كرده شكايت كردند. معروف به آنها گفت: هر گاه دريا طوفاني شد او را به سر معروف قسم بدهيد آرام مي‌شود! دريانوردان به دستور او عمل كردند و بهره‌مند شدند.
                                                                                      اصلا هم طنز نبود و جدی بود....
خبر اين ماجرا به امام رضا، عليه السلام، رسيد. ايشان روزي به معروف فرمود: اين مقام را از كجا آورده‌اي؟ معروف عرض كرد: مولاي من! سري كه عمري در آستانه ولايت شما فرود آمده است آيا در نزد خدا به اين اندازه قدر و ارزش نبايد داشته باشد؟! آري! معروف در ابتدا صوفي بود، اما به دست علي بن موسي الرضا، عليه السلام، هدايت شد و در ولايت پذيري و اطاعت از امام عليه السلام زبانزد شد.
(بحار الانوار ج 49 ص 262)
حضرت آیت ال...؛
از آنرو که اکثر سلاسل صوفیه، سلسله اذن و اجازه خود را به حضرت معروف کرخی می رسانند و پر واضح است که تبعیت این سلاسل از جناب معروف، به بخش اول زندگی ایشان که زرتشتی بوده، باز نمی گردد، لذا در چه زمانی و با چه مدرکی ایشان از صوفی بودن خود توبه نموده است؟ مسلماً بیان دلایل حضرتعالی باعث هدایت جمع کثیری از دراویش خواهد شد. زیرا در این میان آیت الله نوری همدانی معتقدند که جناب معروف کرخی، از دشمنان اهل بیت(ع) می باشند
.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 19:32  توسط بهلول  | 

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com

 
   در پی اقدامات دشمنانه و اسلام ستیزانه گروهی از دراویش مساله دار که در راستای اهداف ‏استکباری اقدام به برخی تحرکات مشکوک علیه نظام اسلامی و دولت همیشه در سفر نموده اند، ‏شخص موسوم به باصطلاح « شیخ ابوسعید ابو الخیر» با زحمات شبانه روزی سربازان گمنام ‏امام زمان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفته، متن آن جهت تنویر افکار عمومی منتشر می ‏گردد.‏

النجاه فی الصدق
بازجو: نام؟
ابوسعید: ابوسعید.‏
بازجو: نام واقعی تان را بگوئید، ابوسعید نام تشکیلاتی شماست؟
ابوسعید: نه، نام واقعی من ابوسعید است. ‏
بازجو: بصورت دقیق بگوئید بوسعید مهنه کیست؟ و به کدام تشکیلات وابسته است و از کجا پول ‏گرفته و از چه زمانی قصد براندازی نظام را داشته است؟
ابوسعید: بوسعید مهنه اسم خود من است، ولی من با هیچ تشکیلاتی رابطه نداشتم.‏
بازجو: نام پدرتان را دقیقا بگوئید؟ ‏
ابوسعید: نام پدرم ابوالخیر بود و شغل عطاری داشت.‏
بازجو: آیا پدرتان زیر پوشش عطاری به جاسوسی هم می پرداخت یا فقط از معاندین نظام و ‏مرفهین بی درد بود؟
ابوسعید: پدرم وضع مالی خوبی داشت و طرفدار سلطان محمود غزنوی بود...‏
بازجو: کلیه روابط خود را با کلیه سلاطین و پادشاهان و روسای جمهور و نخست وزیران از قرن ‏پنجم تا بعد از نشست دیروز 5+1 را بیان کنید و ارتباطات خود را با دفتر فرح پهلوی و سلطنت ‏طلبان و مشروطه خواهان بگوئید و اعلام کنید که از چه زمانی با سیامک پورزند و مسعود بهنود ‏و شخص موسوم به احسان نراقی آشنا شده و از آنها پول گرفته یا به آنها پول دادید؟‏
ابوسعید: من با پدرم مخالف بودم و افرادی را که گفتید نمی شناسم.‏
بازجو: دلایل مخالفت تان را با پدرتان بگوئید و اعلام کنید که به تحریک کدام سازمان اطلاعاتی ‏با پدرتان قطع رابطه کرده و پس از قطع رابطه با ایشان به کدام تشکیلات وصل شدید؟
ابوسعید: من از اینکه پدرم پولدار بود، احساس می کردم که مطاع دنیوی جلوی دیدن حقیقت را ‏گرفته و با او مخالف بودم. با هیچ تشکیلاتی هم رابطه نداشتم.‏
بازجو: با توجه به اینکه اعتراف کردید پدرتان پولدار بود، کلیه روابط خود را با کارگزاران و ‏مفسدین اقتصادی و شهرام جزایری بیان کرده و بگوئید که از این فرد خائن و مفسد چقدر پول ‏گرفتید؟ و آن پول کجاست؟ و به چه کسانی رشوه دادید؟
ابوسعید: من با کارگزاران رابطه ندارم و آنها را نمی شناسم، و شهرام جزایری هم نمی دانم ‏کیست و از کسی هم رشوه نگرفتم و به کسی هم رشوه ندادم و فقط برای خدا کار می کردم.‏
بازجو: با توجه به اینکه اکثر همکارانی که رشوه می گیرند، برای خدا کار می کنند، موضوع ‏بحث را منحرف نکنید. و بگوئید شخص موسوم به عطار نیشابوری، آقا فرید، با شما چه رابطه ‏ای داشت؟
ابوسعید: من ایشان را هم نمی شناسم، البته شنیدم در یک کتاب چیزهایی درباره من نوشته، ولی ‏من دقیقا خبر ندارم. ‏
بازجو: با توجه به چاپ مجدد این کتاب توسط وزارت ارشاد اسلامی که نشان می دهد اظهارات ‏آقا فرید، معروف به عطار صحت دارد، دقیقا بگوئید که ایشان این جمله را برای چی نوشته است؟ ‏‏« نقل است که رئیس بچه یی را به مجلس او گذر افتاد. سخن وی شنید. درد این حدیث دامنش ‏گرفت. توبه کرد و زر و سیم و اسباب مبلغ هرچه داشت همه در راه شیخ نهاد، تا شیخ هم در آن ‏روز همه را صرف درویشان کرد.» این رئیس بچه چه کسی بود؟ آیا منظور آقا محسن یا آقا ‏مهدی هاشمی یا شهرام جزایری است؟ و بگوئید که چقدر از این رئیس بچه گرفتید و آیا از شرکت ‏توتال و نروژی ها هم پولی گرفتید یا نه؟ و اینکه گفته شده این رئیس بچه در مجلس او گذر می ‏کرد، آیا منظور همان رشوه شهرام جزایری به مجلس ششم است؟ و چقدر؟
ابوسعید: من ایشان را نمی شناختم، ولی مطمئنم که اسم ایشان شبیه شهرام نبود، افرادی که نام ‏بردید را هم نمی شناسم، ولی ایشان خودش هرچه سیم و زر داشت به من داد و رفت...‏
بازجو: به همین راحتی؟ دقیقا اقرار کنید چقدر پول گرفتید؟ و در مقابل پولی که گرفتید در ارتباط ‏با مجلس چه کاری برای این رئیس بچه کردید؟
ابوسعید: من پولی را که ایشان گذاشته بود نشمردم، ولی هر چه بود، که به صورت سیم و زر بود ‏به درویشان دادم؟
بازجو: دقیقا بگوئید که پولی که به شما داده شد سیم بود یا زر؟ اگر سیم بود چند متر بود؟ و اگر ‏زر بود تعداد سکه را مشخص کنید و آیا با دادن این سکه ها قصد افزایش قیمت سکه را در بازار ‏داشتید؟ و میزان سکه تزریق شده به بازار برای افزایش قیمت مسکن و ضربه زدن به دولت ‏یکدست چقدر بود؟ و دقیقا بگوئید که علت حمایت مالی تان از دراویش مساله دار چه بود؟
ابوسعید: من همان یک روز به درویشان پول دادم. بقیه را خبر ندارم.‏
بازجو: کلیه کمک های مالی خود را به دراویش استکباری اعلام کنید و بگوئید که اظهارات آقا ‏فرید در مورد شما که گفته است شخص موسوم به « حسن مودب» که باصطلاح خادم خاص شما ‏بود و اقرار کرده است که « هر مال که داشتیم همه در راه شیخ نهادم و به خادمی او کمر بستم.» ‏به چه دلیل گفته شده، این حسن مودب چه کسی بود؟ و رابط شما با کدام سرویس اطلاعاتی بود؟ ‏کلیه حقایق را در مورد این شخص بگوئید.‏
ابوسعید: من نمی دانم چرا آقای فرید این مسائل شخصی که بین حسن مودب و قادر متعال بود، ‏نوشته است....‏
بازجو: پس اعتراف می کنید که شخص موسوم به « حسن مودب» با شخصی به نام قادر متعال ‏رابطه داشته است، آیا قادر متعال در جریان پول های داده شده به دراویش برای ضربه زدن به ‏نظام بوده و اصولا بین شخص نامبرده و سرویس های اطلاعاتی چه رابطه ای وجود دارد؟ ‏
ابوسعید: قادر متعال نه تنها در مورد این پول ها بلکه در همه موارد کلیه اطلاعات را دارد، هیچ ‏چیزی نیست که قادر متعال نداند.‏
بازجو: کلیه اطلاعاتی را که در مورد شخص موسوم به قادر متعال دارید، و ارتباطات او با ‏دراویش را دقیقا بیان کنید، آیا قادر متعال با استکبار جهانی هم رابطه داشته است؟
ابوسعید: قادر متعال همه چیز را می داند.... ‏
بازجو: ببینم، نکنه شما منظورت از قادر متعال همون خداونده؟
ابوسعید: بله، منظورم حضرت حق است.‏
بازجو: ما رو سرکار گذاشتی؟ ‏
ابوسعید: نه، من فقط حقایق را بیان کردم.‏
بازجو: با توجه به اینکه آقای فرید موسوم به عطار نیشابوری، در مورد رابطه شما با اراذل و ‏اوباش گفته است که روزی « شیخ مستی را دید افتاده، گفت: « دست به من ده». گفت: « ای ‏شیخ! برو که دستگیری کار تو نیست. دستگیر بیچارگان خداست.» شیخ را وقت خوش شد.» دقیقا ‏توضیح بدهید که این شخصی که مشروبات الکلی مصرف کرده بود چه کسی بود؟ آیا ویسکی ‏خورده بود یا ودکای ابسولوت یا عرق سگی؟ و شما به چه دلیل می خواستید اقدام به دستگیری این ‏متهم کنید؟ و چرا بعد از اینکه این شخص از اراذل که از مخالفان طرح امنیت اجتماعی بود و باید ‏توسط نیروی انتظامی دستگیر شود، اعلام کردید که وقت شما خوش شد؟
ابوسعید: من می خواستم از یک بنده خدا دستگیری کنم...‏
بازجو: مجوز این دستگیری را چه کسی به شما داده بود؟ آیا با وزارت روابط ویژه داشتید؟ و یا ‏از طرف بازرسی ریاست جمهوری می خواستید اقدام به دستگیری اراذل و اوباش کنید؟
ابوسعید: من می خواستم به حکم وظیفه الهی اقدام به دستگیری از این شخص بی خبر کنم.‏
بازجو: آقای فرید در مورد شما اقرار کرده است که « در این مدت یکی پیراهن داشتی. هر وقتی ‏که بدریدی پاره یی بروی دوختی، تا بیست من شده بود؛ و صائم الدهر بودی، هر شب به یک نان ‏روزه گشادی و در این مدت شب و روز نخفت و به هر نماز غسلی کرد. رو به صحرا نهادی و ‏گیاه می خوردی. پدرش او را طلبیدی و به خانه آوردی و او باز گریختی و رو به صحرا می ‏نهادی.» با توجه به اقرار نامبرده که مورد تائید وزارت محترم ارشاد هم قرار گرفته، بنا براین به ‏عنوان اعترافات خود متهم یعنی شما هم تلقی می شود، دقیقا بگوئید که علت فرار شما از خانه ‏پدرتان چه بود و آیا برای تدارک مبارزه با نظام و یا فرار غیرقانونی به صحرا می رفتید، یا قصد ‏انجام تماس با عوامل مخرب ضدانقلاب را داشتید؟
ابوسعید: من به صحرا می رفتم تا از خلق بگریزم و به مجالست با حضرت حق بپردازم. ‏
بازجو: در این مجالست شما در مورد چه مسائلی گفتگو می شد و آیا اطلاعاتی هم به دشمنان نظام ‏می دادید؟ حضرت حق نام مستعار و تشکیلاتی کدام یک از اعضای گروهک شماست؟
ابوسعید: شما ایشان را نمی شناسید. من در صحرا عبادت خدا را می کردم...‏
بازجو: دقیقا توضیح بدهید که برای چه به جای اینکه برای عبادت خداوند به دانشگاه تهران یا ‏میدان ولی عصر یا خیابان های اطراف دانشگاه بروید به بیابان می رفتید؟
ابوسعید: اگر برای عبادت به دانشگاه می رفتم همه مرا می دیدند، به همین دلیل به صحرا می ‏رفتم. ‏
بازجو: شخص موسوم به ابوالقاسم قشیری در اعترافات خودش در مورد شما گفته است که « هر ‏که به مجلس ابوسعید رود مهجوری یا مطرودی بود....» دلایل این موضوع را بیان کرده و علت ‏ارتکاب جرائمی که منجر به اعلام این نظرات از سوی مشارالیه شد، بیان کنید؟
ابوسعید: آقای ابوالقاسم قشیری اوایل با من اختلاف داشتند، تا اینکه تشریف اوردند و خودشان ‏کرامات من را دیدند و این اختلافات حل شد، آقا فرید خودش در همان کتاب این مسائل را نوشته ‏است. لطفا خودتان بخوانید. ‏
بازجو: همین آقای ابوالقاسم قشیری گفته است که « سماع را معتقد نبود و یک روز به در خانقاه ‏شیخ می گذشت و در خانقاه سماعی بود...» با توجه به اظهارات نامبرده دقیقا بگوئید که اولا در ‏خانقاه می رفتید، ثانیا چرا می رقصیدید و آیا زن و مرد با هم بودند و در پارتی خانقاه اکس هم ‏مصرف می شد یا اینکه فقط رقص بود و چه نوعی بود؟ آیا باباکرم بود یا سالسا هم می رقصیدید؟
ابوسعید: سماع را درویشان در لحظات جذبه انجام می دادند. و فقط برای خدا بود.‏
بازجو: آیا اعتراف می کنید که به اسم خداوند و برای فریب افراد ساده لوح و کشاندن آنان به ‏مجالس لهو و لعب و رقص به جذب اطلاعات برای سرویس های اطلاعاتی اجانب می پرداختید؟
ابوسعید: مجالس ما فقط برای خدا بود، اطلاعاتی هم در آن رد و بدل نمی شد، اصلا کسی در این ‏موارد حرفی نمی زد؟
بازجو: پس قبول دارید که بدون اطلاع شما و با سوء استفاده از خداوند به دائر کردن مجالس لهو ‏و لعب می پرداختید و در آن بدون اینکه مطلع باشید، اجازه می دادید عوامل دشمن به انتقال ‏اطلاعات هسته ای در مورد غنی سازی اورانیوم نطنز پرداخته و با سفارت انگلیس رابطه ‏داشتید؟ آیا این موارد را کاملا تائید می کنید؟
ابوسعید: من اصلا نمی دانم که شما از چه چیزی حرف می زنید. ولی شیخی را از نطنز دیده بودم ‏که از فقرا بود و هرگز غنی نشده بود.‏
بازجو: دقیقا شرح بدهید که شیخ مورد نظر به چه دلیل غنی نشده بود و به چه دلیل با غنی سازی ‏که حق مسلم ایران بوده و مورد پذیرش اکثر کشورهای جهان نیز قرار گرفت، مخالف بود؟
ابوسعید: ما فقرا اصولا با غنی سازی مخالفیم، ‏
بازجو: آقای فرید معروف به عطار در مورد شما نوشته است که « آن فانی مطلق، آن باقی ‏برحق، آن محبوب الهی، آن معشوق نامتناهی، آن نازنین مملکت، آن بستان معرفت، آن عرش ‏فلک سیر، قطب عالم ابوسعید ابی الخیر...» به کلیه این موارد اتهامی پاسخ دهید و بگوئید که ‏ارتباطتان با عماد الدین باقی که او را برحق می دانید چیست؟ و با توجه به این که وی شما را « ‏نازنین مملکت» نامیده است، بگوئید که به چه دلیل قصد سوء استفاده از ریاست محبوب جمهوری ‏را داشتید؟
ابوسعید: من در جریان این نوشته نبودم و آقای فرید را هم نمی شناسم، گفته های ایشان را هم تائید ‏نمی کنم.‏
بازجو: آیا قبول دارید که این القاب مربوط به ریاست محبوب جمهوری اسلامی بوده است و باید ‏توسط خواهر فاطمه رجبی برای رئیس جمهور نوشته می شد؟
ابوسعید: من خواهر نامبرده و رئیس جمهور شما را نمی شناسم و نمی دانم.‏
بازجو: با توجه به اینکه شما در مورد یکی از اعضای فرقه مساله دار دراویش گفته اید که « پیر ‏گفت به مهنه آمدم و سی سال در کنجی بنشستم، پنبه در گوش نهادم و می گفتم: الله الله» علت اینکه ‏این درویش پیر به مدت سی سال زندگی مخفی اختیار کرده و در این مدت با گروهکهای مساله ‏دار در تماس بوده و با استفاده از پنبه سعی می کرد تا با رسالت صدا و سیمای جمهوری اسلامی ‏مخالف آشکار نماید، وی را معرفی و هر چه در مورد او می دانید بگوئید.‏
ابوسعید: چیزی از او نمی دانم. شیخی بود و مرد.‏
بازجو: علت قتل این پیرمرد بیچاره را توسط موساد و سیا بیان کنید؟
ابوسعید: خبری ندارم.‏
بازجو: شما در جایی گفته اید که « در دیده به جای خواب آب است مرا، زیرا که بدیدنت شتاب ‏است مرا، گویند بخواب تا بخوابش بینی، ای بیخبران، چه جای خواب است مرا» دقیقا بگوئید که ‏نام این خانم که برای دیدنش شتاب داشتید، چه بود و برای چه با استفاده از واژه « بی خبران» ‏سعی کردید به نظام اهانت کنید؟
‏.... در همین لحظه، شخص موسوم به ابوسعید ابوالخیر عصبانی شده و از جایش بلند شد، کلماتی ‏زیر لب آورد که در نوار ضیط شده مشخص نیست که دقیقا چه بوده، اما به نظر می رسد بازجو ‏را نفرین کرده باشد، یک دقیقه بعد ماموران به اتاق بازجویی مراجعه کردند و دیدند بازجو( برادر ‏موسوی با نام مستعار برادر حسینی) تبدیل به خاکستر شده و وقتی از پنجره بیرون را نگاه کردند ‏دیدند متهم در حال پرواز است...‏
مسوول پرونده: جواد ابوالفتحیان
رونوشت: به اداره اول و دوم و سوم و ناجا، نزاجا، نماجا، نهاجا و جاهای دیگر
 
  بر گرفته از پایگاه هم اندیشی دراویش:
http://darvishan.info/modules.php?
name=News&file=article&sid=160
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 19:29  توسط بهلول  | 

ان یکی می دید خواب اندر چله               در رهی ماده سگی بد حامله

ناگهان اواز سگ بچگان شنید                  سگ بچه اندر شکم بد ناپدید

بس عجب آمد و را آن بانگ ها               سگ بچه اندر شکم چون زد ندا

سگ بچه اندر شکم ناله کنان               هیچ کس دیدهست این اندر جهان

چون بجست از واقعه آمد به خویش        حیرت او دم به دم می گشت بیش

در چله کس نی که گردد عقده حل             جز که درگاه خدا عزوجل

گفت یا رب زین شکال وگفت وگو                   در چله وامانده ام از تو

بر من بگشای تا پران شوم                      در حدیقه ذکر و سیبستان شوم

امدش اواز هاتف در زمان                               کان مثالی دان زلاف جاهلان

کز حجاب و پرده بیرون نامده                             چشم بسته بیهوده گویان شده

بانگ سگ اندر شکم باشد زیان                        نه شکار انگیز و نه شب پاسبان

از هوای مشتری و گرم دار                                بی بصیرت پا نهاده در فشار

ماه ندیده نشانها می دهد                             روستایی را بدان کز می نهد

از برای مشتری در وصف ماه                           صد نشان نادیده گوید بهر جاه

از هوای مشتری بی شکوه                             مشتری را باد دادند این گروه

هین مکش هر مشتری را تو به دست            عشق بازی با دو معشوقه بدست

حرص کورت کرد و محرومت کند                      دیو همچو خویش مرجومت کند

مشتری را صابران دریافتند                              چون سوی هر مشتری نشتافتند

سخن گفتن با کسانی که بغیر سخن خود به سخن دیگران ارزش قائل نیستند جایز نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 12:0  توسط بهلول  | 

جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران : معرفی و شرایط پذیرش تابعیت

معرفی جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران
   

       محدوده جغرافیایی و سیاسی این سرزمین تمامی خاک ایران را دربر میگیرید ولی سیستم حکومتی و اتباع جداگانه ای دارا میباشد :
- این حکومت از قانون اساسی اسلامی ایران پیروی نمیکند و مسائل اساسی این حکومت مطابق فهم حاکمان آن مشخص میگردد .
- این حکومت از رهبری و قوای سه گانه جمهوری اسلامی ایران پیروی نمیکند و کاری به این چیزها ندارد .
- این حکومت از قوانین موضوعه مجلس شورای اسلامی در ایران پیروی نمیکند و حاکمان آن آنطور که خود میخواهند قانون تعیین مینمایند .
- پلیس و قوای قانونی دولتی ایران حق دخالت در مسائل مربوط به این حکومت را نداشته و در واقع زیر دست قوای قهریه دولت خودمختار ضدصوفیه بوده و عامل آنان میباشند .
- قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران حق دخالت در آنچه را به این حکومت مربوط است ندارد و در حکومت ضدصوفیه جرم و مجرم و مجازات و عدالت تعاریف خاص خود را دارا بوده و مطابق معیارهایی که از درک هرگونه بشری خارج میباشد تعریف گردیده است .
- دین رسمی این حکومت مخالفت با تصوف میباشد و با هیچ دین و مذهب شناخته شده ای مطابقت ندارد . در این دین هر عملی که در مخالفت صوفیه باشد واجب بوده و سزاوار پاداش الهی تلقی میگردد و البته دنیوی آن نیز توسط روسای حکومت زودتر ادا میگردد .
- جمعیت این کشور نامشخص است و همیشه ناگهان در محل حمله به صوفیه متراکم میشود .
- مشاغل رایج اهالی این کشور بدین شرح است : فتنه گر ، کذاب ، نطاق ، عربده کش ، فحاش ، چوب زن ، کتک زن ، تیرانداز ، تخریب چی .
- مهمترین صادرات این کشور موارد زیر میباشد : آتش و دود ، گرد و خاک ، خرابه ، مجروح ، زندانی ، ناله و نفرین ، پارکینگ ، پارک برای کودکان شیعه ، ننگ تاریخی .
پرچم و شعار : پرچم این مملکت یک تابلوی قهوه خانه ای است که همین چیزهایی که در بالا ذکر شده روی آن نقش گردیده است . در بالای این پرچم شعار « صوفی انگلیسی نابود باید گردد » نوشته شده و بطور معجزه آسایی همیشه از آن خون میچکد .

شرایط گرفتن تابعیت در جمهوری خودمختار ضدصوفیه ایران برای متقاضیان

۱. جنسیت قلب : جنس قلب درخواست کننده تابعیت باید از مواد محکم از قبیل سنگ آتشفشانی باشد .
۲. جنسیت مغز : هرگونه خاصیت نرمی در جنس مغز فرد درخواست کننده باعث رد شدن تابعیت متقاضی خواهد شد .
۳. توان جسمی : توان شخص متقاضی باید در حد قابل قبول بوده و حداقل توان شکستن سر یک مرد صوفی با یک آجر و در یک حرکت را داشته باشد .
۴. توان بینایی : شخص متقاضی باید توانایی مشاهده سبیل یک نفر را از فاصله مشخص شده داشته باشد . تبصره: توان دیدن هرگونه حقیقت دیگری باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۵. توان شنوایی : شخص متقاضی باید توانایی شنیدن سخنان نطاق مورد نظر را داشته باشد . تبصره: توان شنیدن حرف صوفیه یا احیانا ناله و نفرین شخص مضروب باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۶. توان ادراکی : شخص متقاضی فقط باید به آنچه به وی گفته میشود توجه کند و درک نماید که حرف دیگران مطلقا مفت و باعث نابودی اسلام و تشیع میباشد . تبصره: توان درک سخنان دیگران مخصوصا موافقان تصوف باعث رد شدن تقاضای وی خواهد شد .
۷. درصورت احراز شرایط بالا از شخص متقاضی از موارد زیر امتحان به عمل میآید که درصورت قبولی با درخواست تابعیت وی موافقت خواهد شد : کتاب خیراتیه ( یا مانند آن ) ، چند روایت علیه تصوف ، چند فتوا علیه صوفیه ، حداقل ۲۰ نوع ناسزای معقول که به درویشی مربوط باشد .
۸. به شخص مورد نظر پس از استعلام از منابع اطلاعاتی تابعیت اعطا خواهد شد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:45  توسط بهلول  | 

 از وبلاگ پناه به خدا

ببر شمشیردار و روسیاهی مکرر ذغال پس از هر زمستان

زور و قدرت و نفوذ اجتماعی و سیاسی گذرا بوده و در گذشته هیچ سابقه نداشته که به کسی وفا نموده باشد که حالیه یا در آینده بنماید و دیر یا زود از صاحبش فراغت دردناکی اختیار مینماید و این را تاریخ شهادت میدهد . هر گردن کلفت زورمندی هم در عصر خودش خود را موجه و ختم روزگار فرض نموده و این نکته نیز در تاریخ مندرج میباشد .
به حوادث سخت گذشته که برای صوفیان و درویشان پیش آمده مروری نموده و بعد تصور کنید که فی المثل پنجاه سال از حال گذشته باشد . خواهید دید که حوادث امروز همان به نظر میرسد که حوادث صد سال قبل از امروز به نظر میرسد و همان گفته میشود که اکنون درباره آن گذشته میگویند . همیشه زمستان میرود و روسیاهی به ذغال میماند اما آنچه هست آتش ذغال تنور تصوف را گرم و حقانیت آن را آشکارتر مینماید . شیشه عطری است که به قصد نابودی به زمین زده میشود ولی بوی آن جهان را پر میکند .
همیشه رسمش این بوده که درویشان درویشی کنند و آنها که نادرویشند نادرویشی کنند و پروردگار عالم هم خدایی کند . آنچه هست باید صابر بود و سرانجام محتوم را در موعد مقرر درک نمود . اغلب این با رنج و تعب مومنین همراه بوده اما چه باک ؟
عقاید و اعمال و رفتار دشمنان و مخالفان تصوف همواره خلاف معیارهای هر مذهب و دین و آئین درست الهی و حتی انسانی و فطرت بشری و در عصر جدید حقوق بشر بوده و هست و خواهد بود چراکه تصوف اصل دین و فطرت و انسانیت و مخالفت با آن مخالفت با دین و فطرت و انسانیت میباشد . بزرگترین دشمنی مخالفان تصوف با دنیا و آخرت خودشان بوده چه با اینگونه اعمال خود را رسوا و خداوند و خلق را از خود منزجر و دنیا و آخرت خود را تباه مینمایند .
در تاریخ طبیعی آمده که دلیل انقراض ببر دندان شمشیری دندان شمشیر وار خودش بوده که آنقدر بزرگ شده تا سرانجام باعث نابودیش گردیده است .

http://khodabande121.wordpress.com/2007/11/19/%d8%a8%d8%a8%d8%b1-%d8%b4%d9%85%d8%b4%db%8c%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%b1%d8%b1-%d8%b0%d8%ba%d8%a7%d9%84-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%87/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:40  توسط بهلول  | 

 

 

      حسینیه شریعت خراب شد چون نزدیک منازل مراجع بود اماحسینیه بروجرد  خراب شد چون دور از منازل مراجع بود؟؟؟؟؟؟؟

    حسینیه شریعت خراب شد چون بااوقاف مشکل داشت ولی

    حسینیه دراویش بروجرد  خراب شد به این دلیل  که بااوقاف مشکل نداشت؟؟؟؟؟؟؟

      حسینیه شریعت خراب شد چون باشهرداری مشکل داشت  اما این حسینیه  دراویش بروجرد  به ین دلیل خراب شد که باشهرداری مشکلی نداشت؟؟؟؟؟؟

    حسینیه شریعت خراب شد چون شهر آنجا شهر امام زمان بوداما  حسینیه  دراویش بروجرد باید خراب میشد چون دوراز شهر امام زمان بود کهنبا چنین باشد؟؟؟؟؟؟

.

.

.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 13:27  توسط بهلول  | 

با تخریب حسینیه دراویش دربروجرد بحمدالله وبه حول وقوه الهی 

  1.  مسئله اشتغال دربروجرد  ۸۰٪ کاهش یافت....
  2. توم به طورقابل ملاحظه کاهش حدود۱۰۰٪مهارشد...
  3. ریشه فساد مالی رانت خواری وحتی رمین خواری در بروجرد  وسایر استانهاخشکانده...
  4. قیمت نفت افزایش
  5. ....
  6. ....
  7. ...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 13:13  توسط بهلول  | 

        

                انعکاس خبر کذب تخریب حسینیه دراویش بروجرد  در صدا وسیما

 

 

یکشنبه -  خبر ساعت ۱۴:۰۰رادیو سراسری

                     این رادیو درپایان بخش خبری خود دربخش شنیده ها درخصوص فاجعه تخریب حسنیه  دراویش بروجرد به دروغ  وبه صورت خیلی کوتاه ماجرا را فقط یک دعوای فرقه ای نسبت داد که در این ماجرا با دخالت نیروی انتظامی ماجراختم شد..... لابد دوربین آقایان درگیر مردم ستمدیده فلسطین است واز اشغالگران صهیونست ایرانی که حسینیه ها رااشغال وسپس پارکینگ میکند بی اطلاع اند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

یکشنبه ساعت ۲۰:۳۰  خبر  بیست سی - سیما

 

   بیست وسی در بخش خبرهای ویژه ی خود  از تخریب حسینیه وخاک بداری ودر نهایت آسفالت شدن  و زخمی شدن و همچنین بازداشت شدگان دراویش توسط افرادی موسوم به بسیجی چیزی به میان نیاورد فقط  آنرا بر خلاف همکاران رادیویی خود درگیری جوانان بروجردی خواند.......

البته دعوت از کودکان و نوجوانان مدارس بروجرد درشب قبل حادثه بدون اطلاع خانواده هاشان جهت شلوغی  بازار کساد  خود و جشن وپایکوبی بروی لودر را منظور داشتند و از فراخوان بسیجیان  عشایر وادارات....وجلسه به اصطلاح  توجیهی امت حزب الله که در آن به بسیجیان عزیز بدروغ  اخبار کذب از صوفیه  بافتند ومیگفتند بهنظر میرسد مستندی باشد از آوای وحش تا خبر...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 12:59  توسط بهلول  | 

حسينيه بروجرد علی رغم عدم مشکل  با  اوقاف تخریب وآسفالت شد؟؟؟

        حسينيه بروجرد علی رغم عدم مشکل  با شهرداري  وکمیسیون ماده ۱۰۰تخریب وآسفالت شد؟؟؟

نکته:حسينيه با بولدوزر و با حضور اعضاي محترم شورای شهر وشوراي تامين تخريب گرديد.

            حسينيه بروجرد علی رغم عدم مشکل  با  سایر ارگان هاي حكومتي تخریب وآسفالت شد؟؟؟

           چرا حسينيه بروجرد علی رغم عدم مشکل  با شهرداري ، اوقاف و  سایر ارگان هاي حكومتيتخریب وآسفالت شد؟؟؟

حسينيه در كنار منازل مراجع و روحانيت معظم ساخته نشده بود؟؟؟؟
شهر بروجرد مركز جهان تشيع هم نبود !!!

 

كاماندوها به ياري متحجران شتافتند و با گاز اشكاور دراويش را مجبور به خروج از حسينيه نموده ، مقاومت شجاعانه ي آنان را شكستند و ددمنشي را به نهايت رسانيدند تنها در كلانتري 11 بروجرد بيش از  250 تن در بازداشت به سر ميبرند و 300 تا 350 نفر نيز در سپاه پاسداران بازداشت شده اند. بيش از 50 نفر به شدت مجروح و بستري گرديده اند.


تمامي بازداشت شده گان دچار مشكل تنفسي شده اند.

مقاومت فقرا باعث گرديد عناصر نفوذي انجمن حجتيه در دستگاه هاي اجرايي چادر تقيه را از سر انداخته و آشكارا به ياري اخلال گران و همكاري با آنان بشتابند.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 11:14  توسط بهلول  |